پیوند دانش مهندسی، مدیریت راهبردی و فناوریهای نوین در صنعت ساختوساز
موفقیت پروژههای عمرانی و صنعتی، حاصل هماهنگی میان تصمیمهای مدیریتی، توان اجرایی و اطلاعات دقیق است. افزایش پیچیدگی پروژهها و ضرورت کنترل زمان، هزینه و کیفیت، جایگاه مدیرانی را برجسته کرده است که در کنار شناخت مسائل کارگاهی، توانایی برنامهریزی، سازماندهی و استفاده از فناوریهای نوین را دارند.
مهندس محمد طهماسبی، دانشآموخته کارشناسی ارشد مهندسی عمران از دانشگاه ولونگونگ استرالیا و دارنده گواهینامه حرفهای مدیریت پروژه (PMP) از مؤسسه مدیریت پروژه آمریکا (PMI)، حدود ۱۵ سال در حوزههای عمرانی، صنعتی و انرژی فعالیت داشته است. تجربه مدیریت پروژه، سرپرستی دفتر مدیریت پروژه، راهبری مدلسازی اطلاعات ساختمان و آموزش تخصصی، از محورهای مسیر حرفهای اوست. در این گفتوگو، دیدگاههای او درباره الزامات موفقیت پروژهها، کاربرد فناوری BIM و پرورش نیروی انسانی متخصص را مرور میکنیم.
تجربه فعالیت در پروژههای متنوع عمرانی و صنعتی، چه تأثیری بر نگاه شما به مدیریت پروژه داشته است؟
برای من، مهمترین دستاورد این تجربهها، درک ارتباط میان تصمیمهای مدیریتی و واقعیتهای اجرا بوده است. ممکن است یک برنامه زمانبندی از نظر فنی درست تنظیم شده باشد، اما اگر شرایط تأمین تجهیزات، منابع مالی، ظرفیت پیمانکاران و محدودیتهای محل اجرا در آن دیده نشود، در عمل کارایی لازم را نخواهد داشت.
در مسیر حرفهای خود، از پروژههای ساختمانی و انبوهسازی تا پروژههای مرتبط با نفت، گاز و پتروشیمی، با الزامات متفاوتی مواجه بودهام. این تنوع به من آموخته است که هر پروژه را باید با توجه به ویژگیهای خودش شناخت و برای آن ساختار مدیریتی متناسب طراحی کرد.
تحصیل در استرالیا و آشنایی با چارچوبهای حرفهای مدیریت پروژه نیز کمک کرده است تجربه اجرایی را در قالب روشی منظم برای برنامهریزی، مدیریت ریسک و ارزیابی عملکرد به کار بگیرم. به اعتقاد من، ارزش دانش تخصصی زمانی مشخص میشود که بتواند کیفیت یک تصمیم واقعی در پروژه را بهبود دهد.
در کارنامه شما، سرپرستی دفتر مدیریت پروژه یا PMO در شرکت رهگستر نفت دیده میشود. این دفتر چه نقشی در عملکرد شرکتهای پیمانکاری دارد؟
شرکتهای پیمانکاری معمولاً چند پروژه را بهصورت همزمان مدیریت میکنند؛ پروژههایی که ممکن است از نظر موقعیت جغرافیایی، شرایط قرارداد، منابع مورد نیاز و مرحله اجرا با یکدیگر متفاوت باشند. در چنین شرایطی، مدیریت ارشد به تصویری منسجم و قابل اتکا از وضعیت مجموعه نیاز دارد.
دفتر مدیریت پروژه میتواند زبان مشترکی برای برنامهریزی، گزارشدهی و سنجش عملکرد ایجاد کند. با تعریف شاخصهای کلیدی عملکرد، مشخصکردن مسئولیتها و تنظیم فرآیندهای گزارشدهی، امکان مقایسه پیشرفت واقعی با برنامه و شناسایی زودهنگام انحرافها فراهم میشود.
در تجربههای مرتبط با PMO، از جمله در شرکت رهگستر نفت، تمرکز من بر ارتباط میان اهداف کلان سازمان و فعالیتهای اجرایی پروژهها بوده است. برنامهریزی زمانی ارزش مدیریتی پیدا میکند که به تصمیمگیری درباره تخصیص منابع، اولویتبندی فعالیتها و رفع موانع اجرا کمک کند. به همین دلیل، دفتر مدیریت پروژه باید ارتباط مستمری با مدیران پروژه و تیمهای کارگاهی داشته باشد.
شما در زمینه مدلسازی اطلاعات ساختمان یا BIM نیز فعالیت دارید. این فناوری چگونه میتواند به حل مسائل اجرایی کمک کند؟
بخش قابل توجهی از مسائل اجرایی از ناهماهنگی میان اطلاعات و نقشههای رشتههای مختلف شکل میگیرد. برای مثال، اگر تداخل میان عناصر سازهای و تأسیسات در مرحله طراحی شناسایی نشود، ممکن است هنگام اجرا به اصلاح نقشه، دوبارهکاری یا توقف بخشی از عملیات منجر شود.
BIM بستری برای هماهنگکردن این اطلاعات فراهم میکند. در این فرآیند، مدل معماری، سازه و تأسیسات مکانیکی و برقی در ارتباط با یکدیگر بررسی میشوند و تیم پروژه میتواند پیش از اجرا، بسیاری از تعارضها را شناسایی و درباره رفع آنها تصمیمگیری کند. در مدلسازی چهاربعدی نیز، اتصال مدل به برنامه زمانبندی به بررسی توالی فعالیتها و درک بهتر مراحل ساخت کمک میکند.
در فعالیت حرفهای خود بهعنوان مدیر BIM در شرکت مهندسین مشاور بیم تکنولوژی و راهبری پلتفرم تخصصی BIM Technology، بر کاربرد اجرایی این رویکرد تمرکز داشتهام. تجربه کار در پروژههایی مانند هتل نگین خاورمیانه، مجتمع مسکونی پارامیس و پروژههای دروس و رامسر، فرصتی برای پیوند مدلسازی با نیازهای واقعی طراحی و اجرا بوده است.
البته بهرهبرداری مؤثر از BIM به فرآیند مشخص، اطلاعات معتبر و همکاری تیمها نیاز دارد. تسلط بر ابزارهایی مانند Revit و Navisworks زمانی نت
یجه میدهد که نقش هر عضو تیم و شیوه تبادل اطلاعات نیز روشن باشد.
فعالیت در پروژههای بینالمللی و صنایع نفت و پتروشیمی، چه درسهای مشترکی برای شما داشته است؟
در پروژههای بینالمللی، هماهنگی میان تیمها و شفافیت در تعهدات اهمیت زیادی دارد. در تجربه مدیریت پروژه ساخت، تأمین و ارسال تجهیزات سد Vedi ارمنستان، بهعنوان نماینده شرکت استرالیایی AICG Pty Ltd، ارتباط میان مراحل ساخت، کنترل کیفیت و حمل تجهیزات از موضوعات اصلی کار بود.
در پروژههای صنعتی نیز، از جمله پروژههای مرتبط با کورههای ریفرمر پالایشگاه اصفهان و کوره کرکینگ پتروشیمی مرجان در قالب فعالیت در شرکت ایرکست شاونبرگ، هماهنگی میان مهندسی، تأمین و اجرا اهمیت اساسی داشت. تأخیر یا تغییر در هر بخش میتواند برنامه بخشهای دیگر را تحت تأثیر قرار دهد.
درس مشترک این تجربهها، ضرورت روشنبودن مسئولیتها، ثبت دقیق تصمیمها و پیگیری مستمر تعهدات است. مدیر پروژه باید بتواند آثار یک تصمیم را در مراحل بعدی ببیند و پیش از تبدیلشدن یک مسئله محدود به مانعی جدی، برای آن اقدام کند. همین نگاه در پروژههای توسعهای میدان نفتی آذر نیز، با توجه به شرایط اجرایی و اهمیت الزامات ایمنی، کاربرد دارد.
پرسش: در برنامهریزی و کنترل پروژه، چه جایگاهی برای ابزارهای نرمافزاری و داشبوردهای مدیریتی قائل هستید؟
ابزارهایی مانند Primavera P6 و Microsoft Project به تنظیم برنامه، بررسی وابستگی فعالیتها و تحلیل وضعیت زمانبندی کمک میکنند. داشبوردهای مدیریتی نیز میتوانند اطلاعات پیشرفت فیزیکی و مالی را به شکلی ارائه دهند که برای مدیران قابل استفاده باشد.
در طراحی داشبوردهای تخصصی اکسل، برای من مهم است که گزارش بتواند به چند پرسش مشخص پاسخ دهد: پروژه چه وضعیتی دارد؟ کدام فعالیتها از برنامه فاصله گرفتهاند؟ علت انحراف چیست و چه تصمیمی باید گرفته شود؟
اعتبار چنین گزارشی به کیفیت و زمان بهروزرسانی دادههای آن وابسته است. بنابراین، همزمان با طراحی ابزار باید مشخص شود اطلاعات را چه کسی، با چه تعریفی و در چه دورهای ثبت میکند. داشبورد زمانی کارآمد است که از نمایش اعداد فراتر برود و به پیگیری اقدامات اصلاحی کمک کند.
با توجه به سابقه تدریس شما، مهندسان جوان برای ورود مؤثر به بازار کار به چه مهارتهایی نیاز دارند؟
مهندسان جوان باید میان دانش دانشگاهی و مسائل واقعی پروژه ارتباط برقرار کنند. یادگیری نرمافزار ضروری است، اما در کنار آن، توانایی تحلیل مسئله، شناخت فرآیند اجرا، مستندسازی و ارتباط مؤثر با اعضای تیم اهمیت زیادی دارد.
پشتوانه آموزشی TAE استرالیا، سابقه تدریس در مجموعه آموزشی TAFE و فعالیت در مؤسسه آموزشی عمران زاگرس، برای من فرصتی بوده است تا تجربههای حرفهای را به محیط آموزش منتقل کنم. تلاش من این بوده که فراگیران بدانند هر ابزار در چه موقعیتی استفاده میشود و خروجی آن چگونه بر تصمیمهای پروژه اثر میگذارد.
توصیه من این است که مهندسان جوان، در کنار انتخاب یک حوزه تخصصی، شناخت خود را از سایر بخشهای پروژه نیز گسترش دهند. کسی که در برنامهریزی فعالیت میکند باید با واقعیتهای کارگاه آشنا باشد و متخصص مدلسازی نیز باید محدودیتهای ساخت را بشناسد. این درک مشترک، زمینه همکاری بهتر و رشد حرفهای پایدار را فراهم میکند.

درباره مهندس محمد طهماسبی
مهندس محمد طهماسبی در حوزه مدیریت و کنترل پروژه، استقرار دفتر مدیریت پروژه، مدلسازی اطلاعات ساختمان و آموزش تخصصی فعالیت دارد. سوابق حرفهای او، علاوه بر پروژههای صنعتی و بینالمللی، شامل معاونت عمرانی در هلدینگ صنعت فولاد آرین پاژ، مدیریت اجرایی در پروژه برج ۲۳ طبقه مروارید دانشگاه تهران و فعالیت در پروژههای ساختمانی بنیاد مسکن است. حوزههای همکاری تخصصی او، مشاوره مدیریت پروژه، طراحی نظامهای پایش عملکرد، پیادهسازی BIM و توانمندسازی تیمهای مهندسی را در بر میگیرد.

















